تبليغاتX
جمعیت کور و کچل‏های زاگال مقیم مرکز - کریستو پاز
تا حالا شده که کسی در زندگی ات به تو این قدر کمک کرده باشد که خودت را تا آخر عمر مدیون او بدانی؟

دکتر کریستو پاز یکی از همین افراد است. دکتر جوان که یکی از چندین جراح مغز و اعصاب بیمارستان لوزان است (بود). نه فقط به خاطر مهارت در جراحی، نه فقط به خاطر تصمیمات درست و بجا، بلکه به خاطر صداقت، درستی و پاکی اش. به اینکه بارها نشان داد که به قسم پزشکی خود پایبند است، و تمامی تلاش خود را برای بهبودی بیمارش انجام می دهد. محض تشکر برای او فرشی خریدیم و اهدا کردیم، خوب می دانستیم که در برابر خدمات او هیچ است.

نمی دانم دکتر پاز چند نفر را از مرگ نجات داده است. اما داستان جوانمرگ شدن خود دکتر پاز یکی دیگر از انبوه اتفاقاتی است که در چند ماه اخیر دیده ام و قدرت درک آنرا اصلاْ ندارم. ای کاش روزی برسد که بتوانم حکمت حوادثی را که بر سرم آمده متوجه بشوم.

دیروز، نامه ای گرفتم از دکتر پاز، که برای مشاوره در فلان روز و ساعت به دفترش بروم. تلفن را برداشته بودم و با یکی از پزشکان بیمارستان در مورد وضعیت بیمار صحبت می کردم. به او گفتم که با دکتر پاز قرار ملاقات دارم. کمی تعجب کرد. گفت احتمالاْ دکتر پاز نبوده، یا قبل از سفرش این نامه را فرستاده است. پرسیدم چرا؟ جواب داد که دکتر پاز یکی از مسافرین هواپیمایی بود که چندی قبل در اقیانوس سقوط کرد.

چند بشکه آب یخ روی کل هیکلم خالی شد. قیافه ی مهربان و نگاه تیزش دکتر پاز در نظرم بود، و شبی که به من گفت که حال بیمار وخیم است، شاید بمیرد. و این فکر که الان او در این دنیا نیست.

تاکنون برای یک غیرمسلمان فاتحه نخوانده ام. اما ناخودآگاه برای دکتر پاز می خوانم. خیلی ناراحت هستم، گویا یکی از اقوام به رحمت خدا رفته است. نمی دانم مسیحی ها چه دعایی برای مرده می کنند، شاید مثلاْ بگویند با حضرت مسیح محشور شود. در هر صورت بهترین ها را برایش می خواهم، او به بنده های خدا در روی زمین خیلی کمک کرد، انشاالله خدا هم در آن دنیا کمکش کند.

خانواده برای او خیرات می کنند. حس عجیبی داریم، جراحی که جان عزیز ما را در شرایط سخت نجات می دهد، خودش چهار ماه بعد از عمل می میرد و جسدش اکنون در قعر اقیانوس است. مرگ و زندگی این قدر نزدیک هستند که ... بچه ها، دنیای عجیبی داریم. الان نمی توانم بیشتر بنویسم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 16:37 توسط سردار |