تبليغاتX
جمعیت کور و کچل‏های زاگال مقیم مرکز
سر کلاس دکتر شکراللهی بودیم. کلاً با پاورپوینت و ارائه ی از پیش آماده میانه ی خوبی ندارد. آن روز نیم ساعتی را بر سر به دست آوردن یک فرمول دشوار کلنجار رفته بود. تمام تخته پر بود از اثبات و فرمول و لم و قضیه. در پایان به یک نامساوی رسید که خیلی عجیب غریب بود.

همه با تعجب به تخته نگاه می کردند. به نظر اشکالی نمی رسید، اما حاصل کار ناآشنا و غریب بود. استاد چندی به تخته خیره نگاه کرد و پس از اینکه از درستی روش خود اطمینان حاصل کرد، رو به شاگردان کرد و پرسید: «کسی مشکلی دارد؟»

یکی گفت: « استاد جوابی که درآوردید با کتاب نمی خواند».

و استاد این طور در مقام پاسخ درآمد که کتاب هم توسط یک انسان مثل همه ی ما نوشته شده است. اگر آقای ایکس در فلان زمان به جواب متفاوتی رسیده دلیل محکمی بر اشتباه بودن کار ما نیست. از ما خواست که اگر اشکالی در روند کار دیدیم به او بگوییم. مدتی بر سر اثبات صبر کردیم. نه خودش و نه ما توانستیم اشکالی دربیاوریم. جلسات بعدی نیز کسی نتوانست مشکلی در بیاورد.

واینطور شد که تا پایان سال و حتی در امتحان نهایی از صورتی از یک قضیه استفاده کردیم که خود طراح قضیه آنرا به شکل دیگری بیان کرده بود.

+ نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت 13:23 توسط سردار |