تبليغاتX
جمعیت کور و کچل‏های زاگال مقیم مرکز

چندي پيش سفري به ژاپن داشتم؛ جدا از همه خاطرات سفر، یکی از تاثيرگذارترين خاطراتم مربوط مي شود به آخربن روز سفر، در صف چک اين (Check in) فرودگاه ناگويا به هنگام بازگشت؛ وقتي به گيت رسيدم، گروهي را در صف ديدم با کت و شلوار  بدون کراوات و با ته ريش که نشان از ايراني بودنشان بود.
با هم آشنا شديم، از من درباره ژاپن پرسيدند و من هم از نظم، ادب، حس همکاري و البته خساست ژاپني ها گفتم که البته هر کدام را با مثال هائي مرتبط مي کردم.
وقتي از علت سفرشان پرسيدم گفتند از طرف قوه قضائيه براي شرکت در دوره مبارزه با مفاسد اداري به دانشگاه ناگويا آمده بودند و کلي از آن چه در دوره ارائه شده بود گفتند و من از اين فعاليت قوه قضائيه ايران خوشحال شدم.
اما هنوز به تهران نرسيده بودم که همه شادي ام بر باد رفت؛ در فرودگاه دبي يکي از دوستان ايراني مبارزه با مفاسد اداري ام! به ديگري گفت به آشنايشان در گمرک فرودگاه امام زنگ بزند؛ گرچه دلسرد شده بودم اما با خودم گفتم بيخود تهمت نزن تو که مکالمه را نشنيدي، فقط ميدوني با کي تماس گرفتند.
وارد فرودگاه امام شديم و از قضا بار من و ساير کساني که از ناگويا آمده بودند در هواپيما نبود و گفتند با پرواز بعدي امارات، که شب هست، خواهد آمد.
مسئول بار فرودگاه اعلام کرد کساني که بارشان نيامده براي تشکيل پرونده به امور جامه دان (Iran Air Lost and Found) مراجعه کنند؛ حدود بيست نفر در صف بودند که دوستان مبارزه با مفاسد اداري خارج از صف به تشکيل پرونده پرداختند در حالي که ساير مردم در صف بودند و منتظر، مسئول امور جامه دان در حال انجام کارهاي خارج نوبت دوستان بود.
وا اسفا از مملکتي که مسئولين مبارزه با مفاسد اداري اش اين چنين اند.
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 14:55 توسط حمید |