علیرضا گفت نماز جعفر طیار بخوان. دوستان و آشنایان دست به دعا شدند. زنده ماند.
متخصصان می گفتند که ما انتظار داشتيم تکان بخورد، اما هنوز خبري نشده است. شاید مغز آسیب شدید دیده باشد، شاید هيچ گاه به هوش نيايد.
نذر کردند. نذر کردم. به هوش آمد، بعد از دو هفته.
جراح مي گويد که چیزی شبیه معجزه رخ داده است. به نظر او بیماری که جمجمه اش را باز کرده مردنی بوده است.
گاهی وقت ها، شبها، وقتی در خیابان راه می روم؛ دلم می خواهد فریاد بزنم. سرم را به طرف آسمان بگيرم، با تمام وجودم خدا را صدا کنم. اين قدر داد بزنم که ... این روزها خودم نیستم. اين اتفاقات خیلی برایم بزرگ بودند. خيلي بزرگتر از من. به هم ريخته ام. تا چندي پيش زندگي ام در اپلاي کردن و درس خواندن و چهار خط برنامه بالا پايين کردن و مزخرفاتي از اين دست بود. باورم نمی شود که چقدر احمق بوده ام. بی کله و کوته بين.
خدا بدترین احتمالات را جلوی راهم گذاشت، مرگ، کماي ابد. چه کشيدم وقتي به من مي گفتند خودم را براي اينها آماده کنم. شکر که خودش ختم به خیر کرد. آنها که داغ عزيز مي کشند چه مي کشند. آنها که مريض در کما دارند چه مي کشند.
خدا برترین پزشکان مغز دنیا را ناامید گذاشت، اما خودش ناجي شد. عجبا که جراح آنرا به حساب شانس مي گذارد.
گاهی عجب آزمایش هایی می کند؛ الله اکبر.
درکش برايم خيلي سخت است. الان قاطي ام، شايد روزي برسد که قسمتي از اتفاقات اخير را درک کنم. حاجي مي گويد که در غربت هم شام غريبان را فراموش نکرد، امام حسين هواي مهمانانش را دارد.
گاهی توی کوه دور هم جمع ميشيم، گاهی يه رستورانی...
چرا اين خوابها مدام مياد سراغم، نميدونم...
و اين که توی اين خوابها سه نفر زياد هستند : آموز، حسين حجت و علی اخوان. و آموز هميشه هست.
به نام خدا
سلام،
هميشه فکر میکردم مشکل از منه که نمیتونم از اين علوم رياضی که توی دانشگاه بهمون ياد دادند استفاده کنم. نمرهام خوب میشد اما بعدش به هيچ دردی نمیخورد. اين ترم يک درس دارم در مورد استفادهی علم آمار در سيستمهای کامپيوتری. تازه فهميدم که مشکل از من نبوده. چيزهايی که ياد میگرفتيم تئوریهايی که شايد برای برقیها به درد میخورده با مثالهای کاربردی برای آنها بود. هيچ وقت از شهود برای انتقال مفاهيم استفاده نشد. الان دارم میفهمم علم آمار اساسا بر اساس شهوده و اتفاقا چقدر شيرينه.
اگر به طريق ديگری اين چيزها آموزش داده میشد و کمی از تکنولوژیهای روز هم برای آن استفاده میشد خيلی فرق میکرد. من به جز در درسهای پايهای دانشگاه تا حالا با آقای تيلور برخورد نداشتهام. اما تا دلتون بخواد با اکسل کار کردهام. آيا وقتش نيست که به جای اينکه بهمون ياد بدند يه چيزای بیربط رو اثبات کنيم ياد بگيريم که چه معنايی دارند و به چه دردی میخوردند. فکر کنم برای رشتهی کامپيوتر که اين جواب میده. ياد حرف دکتر لوکس در مورد سطح انتزاع افتادم که در مورد حذف درس مدار و جايگزينی سيگنال به جای آن صحبت میکرد.
يا حق
به نام خدا
سلام،
در جواب بحث در مورد حجاب چيزی نوشتم که طولانی شد گفتم به عنوان يک مطلب جديد بنويسمش .....
اين بحث هم از نوع همون بحثی هست که من توی گروه انجام دادم. لزومی نداره دو تا چيز با هم مقايسه بشن. ضمنا در شرايط مقايسه اشتباهاتی رخ میدهد. ديدن لينکی که هوتن فرستاد توصيه میشود.
شما برای زنده موندن به خوردن آب، غذا و مواد معدنی نياز داريد. هر محدوديتی هم که داشته باشيد سعی می کنيد همه را استفاده کنيد. اگر آب مهمتره دليل نمیشه غذا نخوريد. اصولا بعضی مقايسهها گمراه کننده است و باعث میشه انسان ارزش چيزی را اشتباهی تخمين بزنه.
دين راهی است برای سعادت انسان. يک سری دستور داده. شما بايد آنها را رعايت کنيد تا سعادتمند شويد. حالا چه لزومی داره مقايسهشون کنيد. اينکه يک شخصی هست که مهمتره رو انجام نمیده ولی چسبيده به کماهميتتره چه ربطی به شما داره؟! شما برای سعادت هردوش رو لازم داريد. من تا حالا با شرايطی مواجه نشدم که يکی تفنگی بر سرم بگذارد و بگويد بين يکی از اين گناهها (ترک واجب) يکی رو انتخاب کن؛ مطرح کردن مسالهی بهينهسازی برای دستورات دين خيلی معنی ندارد.
در مورد لزوم حجاب و تاثيرش در سعادت انسان يکی از دوستان من که مطالعه کرده بود میگفت که شهيد مطهری در اين مورد کار تحقيقی انجام دادهاند. میتوانيد به اين تحقيق يا به تحقيقات مشابهی مراجعه کنيد. مشکل مطرح کردن چنين سئوالی در اين وبلاگ هم اينه که ما معمولا خودمون جواب دقيقی نداريم چون اطلاعاتمون دقيق نيست در اين مورد. تخصص کافی رو هم نداريم. من تا حالا به ياد ندارم کسی سئوالی به اين وبلاگ فرستاده باشه مبنی بر اينکه من سرما خوردم، چه قرصی بايد بخورم.
در مورد سئوال اکبر آقا هم به نظر من اگر شما با بودنت در مجلسی باعث تاييد گناهی میشی يا مرتکب گناه میشی يا حداقل زشتی گناهی برات میريزه (به صورت خلاصه اگر از خدا و خوبی دور میشی و برعکس به بدی نزديک میشی - میبخشيد که جوابم کلی هست، علمم بيشتر از اين نيست) بايد اون رو ترک کنی. اين موارد هم بايد توسط مرجع هر شخصی مشخص شوند. البته اگر دانش کافی در مورد حديث و قرآن داشتيم میتونستيم خودمون هم اونها را استخراج کنيم. اگر موردت خيلی خاصه میتونی به سايت مرجعت رجوع کنی و يک سئوال براش بفرستی. معمولا سريع جواب میدهند.
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر
خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه
از هر کرانه تير دعا کردهام روان
وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا
و کسانی که شهادت به باطل نمیدهند (و در مجالس باطل شرکت نمیکنند)؛ و هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد کنند، بزرگوارانه از آن میگذرند.
سورهی مبارکهی فرقان - آیهی ۷۲ - ترجمهی آقای مکارم شیرازی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ ۗ أَإِلَٰهٌ مَّعَ اللَّهِ ۚ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ (سورهی مبارکهی نمل آيهی ٦٢)
يا [كيست] آن كس كه درمانده را -چون وى را بخواند- اجابت مىكند، و گرفتارى را برطرف مىگرداند، و شما را جانشينان اين زمين قرار مىدهد؟ آيا معبودى با خداست؟ چه كم پند مىپذيريد.
صدايم کن که صدايت برايم لالايي شبهاست...
بگو ميشنوي
صدايم کن صدايم کن
صدايم کن، آخر ستاره ي شبهاي من در پشت ابر هاي غم پنهان شده است
در اين شبهاي بي ستاره تو برايم بمان و بدان اي خوب من... بدان بزرگترين عشقم
بدان تنها تو در تنهايي شبهاي ابري بي ستاره ام مي درخشي
عشق من...
در اين شبها يادم کن
بدان بدون عشقت مي ميرم...
بيا ، يادم کن ، بخوان مرا
پس بگو اي زيباي من
بگو برايم مي ماني که تو فرشته ي نجات مني...!
بدان باران عشقت کوير دل مرا به دشت سرسبز تبديل ميکند...
عشقم.........
پی نوشت: پزشکان برای افرادی که دچار مسمویت معده و روده میشوند و نیاز دارند که سریعا با بالا آوردن اندکی از سموم را دفع کنند، میتوانند از این متن استفاده کنند
رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ ۙ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ
مردانی که نه تجارت و نه معاملهای آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و ادای زکات غافل نمیکند؛ آنها از روزی میترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو میشود.(ترجمهی آقای مکارم شیرازی)
پاکمردانی که هیچ کسب و تجارت آنان را از یاد خدا و به پا داشتن نماز و دادن زکات غافل نگرداند و از روزی که دل و دیدهها در آن روز حیران و مضطرب است ترسان و هراسانند(ترجمهی آقای قمشهای)
آیهی ۳۷ از سورهی مبارکهی نور
التماس دعا