تبليغاتX
جمعیت کور و کچل‏های زاگال مقیم مرکز
زندگی چند صفحه است.
صفحه اول خودت و پدر و مادر. صفحه دوم همسر و فرزندان، صفحه آخر هم، مرگ. چند صفحه حواشی بی‌ارزش هم وسطشان هست.
حواست کجاست؟ توی حواشی می‌چرخی؟ صفحات مهم را فراموش کردی؟ صفحه اول و دوم را زياد نگاه کن. گاهی هم نگاهی به صفحه آخر بنداز، و خدا را شکر کن که دو صفحه قشنگ داری.
اگه صفحه آخر را پر کنند، ديگه المثنی صادر نمی‌شه...

+ نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت 10:16 توسط صادق |

این مطلب رو از دو منبع شنیدم که نقل میکنم. شاید با خوندن مطلب غزه به ذهنم اومد که بیان کنم. از یک فرمانده ایرانی که در جنگهای 33 روزه در ستاد فرماندهی حزب الله بود و از طرف دیگه هم به نقل از فرمانده مستقیم عملیات از خود فرماندهان حزب الله که هردو نقل کننده از معتمدین هستن که از زبان این دو نفر نقل کردن


یادم نیست کدوم روز جنگ بود. اما اگه خاطرتون باشه اخبار اعلام کرد که اسرائیل زمانی که میخواست نیروهای خودش رو پشت سر حزی الله پیاده کنه و از پشت قیچی شون کنن، شکست خرد.

داستان این بود. اول به نقل از اون فرمانده ایرانی:

نیروهای حزب الله به شدت درگیر بودن. متوجه میشن که اسرائیل در حال پیاده کردن نیرو پشت سرشون با هلیکوپتر هستش. با مقر تماس میگیرن و جریان رو تعریف میکنن و در خواست میکنن پشت سرشون رو با توپخانه بزنن. بعد از قطع تماس اون فرمانده ایرانی تعریف میکنه و میگه ما حتی "یک" خمپاره برای شلیک نداشتیم. فردای اون روز، مجدد نیروها تماس میگیرن و میگن: از بابت دیشب خیلی ممنون، تمام شلیکها به هدف خورد و موقعیت سالم شد!


اما از بخشی از داستان از زبان فرمانده:

وقتی تماس قطع شد به حضرت زهرا سلام الله علیها گفتم: دیگه نمیدونم، خودتون درستش کنید ...


-----------


مطلب دیگه ای هم که خود حزب الله گفتن و اونهایی که اونجا بودن این بوده که تعداد زیادی از کشته های اسرائیلی با دست و پای قطع شده بودن که محل قطع نشان از برخورد ضربه شمشیر بوده، و این موارد بسیار زیاد بین کشته ها مشاهده میشده ...



جایی شنیدم، البته در مورد سند چیزی نمیدونم اما جایی نشنیدم که رد کرده باشن. وقتی روز عاشورا شد یادم نیست چند هزار ملک اومدن تا به امام حسین علیه السلام یاری بدن و آماده جنگ بودن. اما حضرت رد کردن ...


وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ    (و آنها را یاری کردیم تا بر دشمنان خود پیروز شدند) صافات - آیه 37

+ نوشته شده در جمعه 20 دی1387ساعت 20:50 توسط علیرضا |


اين بار انگار قضيه فرق ميکند. فاجعه آنقدر بزرگه که باورش واقعاً سخته. و خوب و بد کاملاً مشخصه. ديگه حقيقت در پرده نيست. خاکستری نيست. سياه و سفيد معلومه. ديگه کمتر میبينم توی بحثها و صحبتها و حتی خبرگزاریها کسی صحبت از تروريست بودن حماس بکنه. حتی اگر بپذيريم که حماس اشتباه ميکنه، «جنايتهای» اسرائيل در مقابل «خراشهای» حماس خيلی خيلی ناچيزه. واقعاً باورش سخته. اين همه کشته، اين همه بچه، اين همه زن... نميدونم...

گاهی فکر ميکنم، وظيفهی من چيه؟ دعا کردن؟ راهپيمايی؟ همين؟ من که هيچ وقت توی اين راهپيمايیها شرکت نکردم. شايد قدم اول همين باشه. نميدونم...

گاهی فکر ميکنم، کاش يک کمی مثل دکتر و م.ج. سکيوريتی کار بودم، ميافتادم دنبال «هک» کردن سايتهای اسرائيلی...

گاهی ميگم، خدايا! يعنی اين کارهايی که اسرائيلیها با مردم فلسطين ميکنند، از کار قوم نوح و لوط و سبأ و ... بدتر نيست؟ اصلاً چرا يه عذاب اساسی، بر سر اينها نمياری؟ اصلاً چرا اين بنیاسرائيل عذاب نميشن؟

 

من که کاری نميکنم. قبول دارم. ولی کاش ميدونستم چيکار ميتونم بکنم. يعنی بدونم وظيفهی من توی اين وضعيت چيه...

+ نوشته شده در جمعه 20 دی1387ساعت 15:4 توسط صادق |

طبقه سوم خیابان اقاقیا، ژنو. مجمع اهل بیت علیهم السلام. مسجد نیست، گنبد و مناره ندارد. حسینیه نیست، خبری از پرده و پرچم های سیاه در اطرافش نیست. تکیه نیست، صدای نوحه اش تا فرسنگ ها به گوش نمی رسد. خانه ای است عادی، مثل خانه های دیگر. اما در این خانه کسی زندگی نمی کند، مخصوص برنامه های مذهبی شیعیان است.

نمی دانم چه حس و حال نهفته ای دارد، که یک ایرانی در آن با روضه ای به زبان فرانسوی می تواند اشک بریزد. چه حسی است، وقتی که می بینی یک سوییسی که یک کلمه فارسی نمی فهمد با نوحه ی «عمه ی سادات بیقراره» زار زار اشک می ریزد و بر سینه می کوبد. اینجا خبری از مداحان حرفه ای نیست. مردمان عادی نوحه می خوانند. هر که به زبان خود از حسین می گوید. اینجا علم های پر زرق و برق نیست. اینجا طبل نمی زنند، کسی زنجیر ندارد. اینجا کسی برای سینه زدن لخت نمی شود. اینجا گویا با همه ی عزاداری هایی که تاکنون دیده ام فرق دارد.

برای عشق به امام حسین آمده اند. خدایا... این چه نیرویی است، این چه عشقی است، که این انسانها از قومیت های مختلف را در شبی به این سردی، دور هم جمع کرده است. نه، اینها برای قیمه ی نذری نیامده اند. از شهرهای اطراف برای قیمه ی نذری به ژنو نمی آیند، اصلاْ نیازی به آن ندارند. و اینکه اصلاْ قیمه ی نذری هم نمی دهند!

این عاشورا، در مساجد معروف نبودم. پای نوحه ی مداح مشهوری سینه نزدم. سر صحبت های سخنرانان معتبر این شبها نبودم. اما شاید، اولین بار بود که عشق به امام حسین را در چهره ی تک تک عزاداران دیدم. هر که آمده بود برای علاقه به امام آمده بود. این عشق هست، تاثیرگذار و نافذ، به هیچ نحوی از بین رفتنی نیست. من، انسانهای عاشق را دیدم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 دی1387ساعت 13:4 توسط سردار |

به‌نام خدا

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ ۖ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ ۖ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ

بعضی از مردم خدا را تنها با زبان می‌پرستند (و ایمان قلبیشان بسیار ضعیف است)؛ همین که (دنیا به آنها رو کند و نفع و) خیری به آنان برسد، حالت اطمینان پیدا می‌کنند؛ اما اگر مصیبتی برای امتحان به آنها برسد، دگرگون می‌شوند (و به کفر رومی‌آورند)! (به این ترتیب) هم دنیا را از دست داده‌اند، و هم آخرت را؛ و این همان خسران و زیان آشکار است!


سوره‌ی مبارکه‌ی حج - آیه‌ی ۱۱ - ترجمه‌ی آقای مکارم شیرازی.
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 دی1387ساعت 6:54 توسط اونر محترم |

صفتهاي زيبا

امام حسین (ع): هر كس اين پنج چيز را نداشته باشد از زندگی بهره ای نمی برد: عقل، دين، ادب، شرم و خوش خلقی.

نيكوكارى

امام حسین (ع): شخصی پيش امام حسين(ع) اظهار داشت: اگر نيكی به نااَهل برسد تباه می شود؟ ايشان فرمودند: چنين نيست بلكه نيكوكاری همچون رگبار است كه بايد به نيك و بد برسد.

حاجات مردم

امام حسین (ع):  آگاه‌ باشيد كه‌ يكی‌ از نعمتهای‌ الهي‌ بر شما حاجات‌ و نيازهای‌ مردم‌ به‌ شما است‌، پس‌ از اين‌ نعمتها بيزار نشويد كه‌ برمی‌گردند و به‌ جايی ديگر می‌روند.

منبع : http://www.emamhossein.com/bank%20hadis.htm

 

+ نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت 1:49 توسط خیام |

 

ایها القلب الحزین المبتلا --- فی طریق العشق انواع البلا

لیکن القلب العشوق الممتحن --- لا یبالی بالبلایا و المحن

سهل باشد در ره فقر و فنا --- گر رسد تن را تعب، جان را عنا

رنج راحت دان، چو شد مطلب بزرگ --- گرد گله، توتیای چشم گرگ

کی بود در راه عشق آسودگی؟ --- سر به سر درد است و خون آلودگی

تا نسازی بر خود آسایش حرام --- کی توانی زد به راه عشق، گام؟

غیر ناکامی، دراین ره، کام نیست --- راه عشق است این، ره حمام نیست

ترککان، چون اسب یغما پی کنند --- هرچه باشد، خود به غارت می‌برند

ترک ما، برعکس باشد کار او --- حیرتی دارم ز کار و بار او

کافرست و غارت دین می‌کند --- من نمی‌دانم چرا این می‌کند؟

نیست جز تقوی، در این ره توشه‌ای --- نان و حلوا را بهل در گوشه‌ای

نان و حلوا چیست؟ جاه و مال تو --- باغ و راغ و حشمت و اقبال تو

نان و حلوا چیست؟ این طول امل --- وین غرور نفس و علم بی‌عمل

نان و حلوا چیست؟ گوید با تو، فاش --- این همه سعی تو از بهر معاش

نان و حلوا چیست؟ فرزند و زنت --- اوفتاده همچو غل در گردنت

چند باشی بهر این حلوا و نان --- زیر منت، از فلان و از فلان؟

برد این حلوا و نان، آرام تو --- شست از لوح تو کل نام تو

هیچ بر گوشت نخورده است، ای لیم! --- حرف «الرزق علی الله الکریم»

رو قناعت پیشه کن در کنج صبر --- پند بپذیر از سگ آن پیر گبر

+ نوشته شده در یکشنبه 15 دی1387ساعت 21:48 توسط علیرضا |

بار گناه به گردن آويخته‌ام
و سر به زير، چشم بر خاک دارم، بر ايمانم
و در اين شب، به دنبال تشنه‌ای می‌گردم
که نامش سقای چشمانم است
شايد بگويد
اِرفع رأسک...
+ نوشته شده در یکشنبه 15 دی1387ساعت 10:40 توسط صادق |

به‌نام خدا

وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ ۚ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ

و هرگز چشمان خود را به نعمتهای مادّی، که به گروه‌هایی از آنان داده‌ایم، میفکن! اینها شکوفه‌های زندگی دنیاست؛ تا آنان را در آن بیازماییم؛ و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است!


سوره‌ی مبارکه‌ی طه - آیه‌ی ۱۳۱ - ترجمه‌ی آقای مکارم شیرازی

+ نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت 6:49 توسط اونر محترم |

از يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني آلماني تبليغي براي موبايل‌هاي جديد در حال پخش بود.

برف و سرما را نشان مي‌داد و بعد گوشي موبايل به تصوير کشيده مي‌شد و گوينده اعلام مي ‌کرد کريسمس و دنيايي "آرام" و "صلح‌آميز" با موبايل فلان!

با جيب‌هاي پرپول، آرام و بي‌خيال در حال استراحت هستند. شب کريسمس کادو مي‌دهند و کادو مي‌گيرند. دور خانواده بوقلمون مي‌خورند و کيف دنيا مي‌کنند. شايد اصلاً در جريان نباشند که در همین دنیای آرام، يک گروهک تروريستي صدها نفر از هم‌وطنان مرا به خاک و خون کشيده‌اند. شايد تلويزيون براي اينکه اوقات آنها تلخ نشود مردم غزه را نشان ندهد که چطور با موشک‌هاي رژيم اشغالگر تکه‌پاره مي‌شوند. شايد...

واي که چه دل خوشي دارند اينها.

تلويزيون را خاموش مي‌کنم، و خيره به پنجره، به تفاوت زندگي مردم دنيا مي‌انديشم.

+ نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387ساعت 20:9 توسط سردار |

به نام خدا

سلام،

در بخش قبلی تا اون‌جا پيش رفتيم که چگونه سود بانکی بر روی وام باعث مشکلات بعدی شد. اما اين مشکلات تنها بخشی از مشکلات به وجود آمده بودند. سيستم اقتصادی ديگری بر روی سيستم قبلی سوار شد که مشکلات رو حتی پيچيده‌تر کرد. فعاليت اقتصادی وام دادن و دريافت سود بر روی آن به حدی بزرگ بود که بتواند مستقل باشد. نتيجه نيز ظهور تجارت مشتقات اعتباری بود.

به اين ترتيب که توانايی خريد سهام برای اين تجارت ايجاد شد. از محل پول سهام خريداری شده بانک به افراد نيازمند وام می‌داد و سهام‌داران را در سود خود شريک می‌کرد. چون ميزان بازگشت سرمايه بستگی به زمان پرداخت شخص وام گيرنده بود ميزان سود پس گرفته شده يک تابع احتمالی (غير قطعی) بود که شديدا از بد حسابی وام گيرندگان تاثير می‌گرفت؛ به اين ترتيب که هرچه افراد بد حساب‌تر باشند سود سهام‌داران بيش‌تر خواهد بود. سود = ... * بد حسابی * ميزان سهام * ....

فرض کنيد شخصی می‌رود قمار خونه. به دستگاهی می‌رسد، هرچقدر می‌خواهد سرمايه گذاری کند پول می‌ريزد، کليدش رو فشار می‌ده و با توجه به اين‌که چه سه شکلی در کنار هم قرار می‌گيرند ضريبی از پول اوليه به او بازگردانده می‌شود. اين‌جا نيز ميزان برنده بودن قطعی نيست: ميزان برنده بودن = ... * قرار گرفتن اشکال * ميزان پول ورودی * .....

همون طور که می‌بينيد ميان دو پاراگراف اخير شباهت‌های بسياری است فقط نمونه‌ی متغيرها عوض شده. معماری يه چيزه: قمار. سهام‌داران تجارت مشتقات در حقيقت قماربازهايی بودند که بر روی بد حسابی وام گيرندگان شرط می‌بستند. همون طور که گفتم اين تجارت بر روی تجارت قبلی سوار شد (قمار بر روی ربا!!!!) و در نتيجه مستقيما از فراز و نشيب‌های آن متاثر می‌شد. تا قبل بروز مشکل قماربازان می‌بردند، بعد از بروز آن شروع کردند به باختن و داستان هر قماری همين است ..........

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (سوره‌ی مبارکه‌ی مائده آيه‌ی ۹۰)
اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند. پس، از آنها دورى گزينيد، باشد كه رستگار شويد. (فولادوند)

به نظر می‌رسد، نظام‌های مالی که بر مبنای توليد چيزی نباشد خطرناک هستند (توليد پول بر روی کاغذ) چون به راحتی می‌توانند بازگشتی شوند و استک اورفلو بدهند! در حقيقت توليد چيزی است که آن‌ها را مهار می‌کند. مانند همين هستند فعاليت مخربی که دلال‌ها بر روی اقتصاد می‌گذارند هرچند که دلال بازی به هر حال به يک کالا وابسته است و بيش‌تر از يک حدی نمی‌تواند خطرناک شود.
+ نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387ساعت 3:29 توسط بابا نعیم |


در را که باز می کنم، کسی منتظرم نيست...

جالباسی کـُتم را می‌گيرد، ديوار به من لبخند می‌زند، خانه در تنهاييم شريک می‌شود، کاناپه در آغوشم می‌گيرد، و من مهمان تلويزيون می‌شوم و يک دل سير نگاهش می‌کنم، و او برايم حرف می‌زند...
اين‌ها، جای تو را گرفته‌اند...

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 دی1387ساعت 22:33 توسط صادق |

جوزف گاگوئن یکی از دانشمندان بزرگ علوم کامپیوتر بوده است. وی تحولات زیادی در مهندسی نرم افزار، سمانتیک برنامه ها و جبر انجام داده است.

در اواخر ژوئن ۲۰۰۶ در دانشگاه امشال (دانشگاه ایلینوی ات اورابانا شمپین) بزرگداشتی برای استاد بزرگ علوم کامپیوتر برگزار شد. در این مراسم، که شصت و پنجمین سالگرد تولد گاگوئن هم بود، اساتید بسیاری درباره ی کارها و خدمات او سخنرانی کردند.

تنها سه روز بعد از این مراسم، گاگوئن فوت کرد...

اگر اجل کمی زودتر سراغش را می گرفت، شاید هرگز در چنین مراسمی حضور پیدا نمی کرد.

http://formal.cs.uiuc.edu/goguenFest

+ نوشته شده در سه شنبه 3 دی1387ساعت 15:1 توسط سردار |