تبليغاتX
جمعیت کور و کچل‏های زاگال مقیم مرکز
اي تمام تار و پود مرتضي
اي همه بود و نبود مرتضي
اي تمامي وجود مرتضي
خانه را خالي ز خوشحالي مكن
يار من ؛ پشت مرا خالي مكن
اي تمام عشق اي خونين جگر
يا بمان يا كه مرا با خود ببر
اي تمام عشق ؛ بانوي علي
لرزه افتاده به زانوي علي
ميروي اي بحر عصمت را عروس
جاي من لبهاي محسن را ببوس
اي به دردم چشم بيمارت طبيب
مانده ام مضطر بخوان امن يجيب
از سخن افتاده اي با من ولي
چشم بگشا من علي هستم ؛ علي!
ماندنت چون شمع آبم ميكند
رفتنت خانه خرابم ميكند
اي مسيحاي علي اعجاز كن
مشكل مشكل گشا را باز كن
اي كتاب عشق من بسته مشو
مثل ِ مردم؛ از علي خسته مشو
+ نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 18:59 توسط سردار |

به من نیگا نکن آهای برادر

خودت مگه نداری خار و مادر !

ماه و مگه تو نیمه شب ندیدی

می خوای بگی تو خط لب ندیدی؟

صورت من یه کم اناری شده

یه ریزه هم بتونه کاری شده

امل بی سواد ژل ندیده

دهاتی خنگ ریمل ندیده

تقصیر خیاطای رو سیاهه

مانتوی من اگه یه کم کوتاهه

امون از این شهر مقرراتی

موارد فجیع منکراتی

تو کوچه و تو سلف و دانشکده

سهم من از خوشگلی نیم درصده

خوشگلی تو خونه هم چه فایده

مهمونی شبونه هم چه فایده

بابام که عاشق چشام نمی شه

عاشق لرزش صدام نمی شه

برادر پلاسم ام همین طور

دوستای بی کلاسم ام همین طور

فقط می مونه کوچه و خیابون

برای عرضه ی قشنگی یامون

آهای مدیر پاک با سیاست

من کجا و اماکن و حراست ؟

هم انقباضیه هم انبساطی

کمیته ی مخوف انضباطی

نذار که دلتنگی مو هی کش بدم

خوشگلی مو کجا نمایش بدم

حیفه جوونامون پسر بمیرن

کاری کنین جوونا زن بگیرن ....!

شاعر: سعید بیابانکی
+ نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 12:0 توسط علیرضا |

اي ول فردوسي(!):

زن و اژدها هر دو در خاک باد
جهان پاک از اين هر دو ناپاک باد
زنان را ستايي، سگان را ستاي
که يک سگ به از صد زن پارساي
+ نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 11:7 توسط سردار |