تبليغاتX
جمعیت کور و کچل‏های زاگال مقیم مرکز
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای تابیده و صدای کُرَ اش مرا به یاد سرندی پیتی می اندازد!

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب حیف نون ببینی! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!
آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

+ نوشته شده در سه شنبه 28 آذر1385ساعت 17:3 توسط علیرضا |

طلبيد، بازهم. اين بار هم براي روز عرفه دعوتم کرد، اين سال هم مي توانم روز عرفه در کنار حرمش باشم.
هر سال از خود مي پرسم: آيا سال بعد، چنين روزي، باز هم دعوتم مي کند؟ سال بعد اين موقع کجا هستم؟ زنده ام؟ اگر زنده هستم، آيا ممکن است آنقدر غرق گناه شده باشم که اصلاً عرفه را فراموش کنم؟ آيا ممکن است؟
...
نمي دانم، احساس عجيبي دارد. احساسي که فقط در چنين روزي، فقط هنگامي که روي سنگ هاي يخ حياطهاي حرم دعا مي خوانم به من دست مي دهد. احساسي است غريب: دعايي که حسين عليه السلام خواند را من هم مي خوانم، ولي من کجا و آن کجا، اين حسين کجا و آن حسين کجا. اي کاش نظري به من بيندازد، کاش حسيني تر بشوم. کاش دعا خواندنم فقط زباني نباشد. دلم مي خواهد هر سال با يقين بيشتري دعا را بخوانم، با اطمينان و آرامش قلبي بيشتر.
+ نوشته شده در دوشنبه 20 آذر1385ساعت 9:17 توسط سردار |

نمیدونم چی شد یهو رفتم به وبلاگ قبلی. یهو چشمم افتاد به عبارت انباری که میگفت اینجا خبرهایی از قدیما داره. رفتم و دو تا پست اول وبلاگ رو دیدم. فکر میکنید چی دیدم؟ ببینید:

پست اول: (همزمان با تولد من)

يكشنبه، 28 اردیبهشت، 1382

یه وبلاگ خوب

با سلام خدمت دوستان سرداری
از امروز وبلاگ یوتی پارتی شروع به کار می کند.
هادی فرقانی - اونر محترم(زرشک)

پست دوم:

سه شنبه، 30 اردیبهشت، 1382

ما ثوثول بازی نداريم

اين وبلاگ يه فرق اساسی با بقيه وبلاگ ها دارد د اون اينه که اين وبلاگ برای يک نفر نيست بلکه برای يه گروهه. يعنی همه گروه می تونن در اين وبلاگ بنويسن و مانعی نداريم و شايد اولين وبلاگی باشه که توی اون ميشه نظرات تعداد زيادی رو ديد و مطلب بيشتری نسبت به ديگر وبلاگها پيدا کرد.
با پای دلم قدم زدن ، آن هم کنار تو
باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر هميشه من ثبت می شود
آن لحظه ها ، عزيزترين يادگار تو
يا علی
هادی - اونر محترم

 

چندبار شعر رو بخونید. فکرش رو بکنید. یه زمانی هادی این رو برای یه سری زاگال نوشته بوده. الان داره همین شعر رو واسه ...

این هم کامنتهای پست اول:

غريبه نيستم از خودتونم

پنجشنبه 1/3/1382 - 1:6

مرامتون منو کشته ! شما که اينقدر مرام داريد که نام مقدس رو ذکر ميکنيد! يه کم بيشتر مايه ميذاشتيد و در مقابل حرف حق تحمل بيشتری از خودتون نشون ميداديد در ضمن سعی کنيد از اين به بعد برای صحبت کردن از واژگان بهتری استفاده کنيد در غير اين صورت: ميره تو پاچت گر چه تا حالاشم رفته تو پاچت ...

salman

دوشنبه 29/2/1382 - 18:49

خب جالبه...اين ۸۱ يکی ها عين قارچ يا شايد بهتر بگم انگل همه جا رشد و احتمالا تکثير پيدا ميکنن. مواظب باشيد آلوده نشيد چون گلاب ميخوره تو کل هيکلتون! در ضمن بنده يه پيشنهاد دارم بر خلاف همه وبلاگها که هيچ کس موظف نيست اسمشو فاش کنه بيايد ما قرار بذاريم هر کی نظری داشت مرامی اسمشو بگه که بعدا سوء استفاده نشه ما که با هم تعارف نداريم که! البته ميتونيم در باره دوستان انگلمون استثنا قائل بشيم قربان همه زاگالها سلمان

Httpim koja bood! -

Ehsan ( tall version)

دوشنبه 29/2/1382 - 11:6

اخه آدمهای بی ايده چرا همش از ما ۸۱ ای ها تقليد می کنيد؟ يک کمی از اون مخهای آکبندتون استفاده کنيد ! استفاده از این بخش بی استفاده در بین شما فايده ی زيادی داره ! سخته ولی تلاش خودتون رو بکنيد گل های رز خوبی باشيد

www.hayahoo81.persianblog.com

علی و احسان

دوشنبه 29/2/1382 - 7:51

سردار، ما جمعيت زاگال در پرتو فرمايشات و افاضات شما قرار گرفته و شما را به تهذيب هر چه بيشتر توصيه می کنيم. زاگالی باشيد. ;-)

geocities.com/res_eternity -

سردار

یکشنبه 28/2/1382 - 21:12

ابتداتاصيس اين وبلاگ ميمون را تبريك ميگويم. مويد باشيد. اميد مي رود كه از اين گروه براي اهداف والاو مبارزه با تهاجم دوشمنان و نابود كردن ان ديشه هاي خبط و طرويج فرهنگ استفاده شود. از شما جوانان دانشمند مي خواهم كه به جاي دامن ظدن به جرو بحث هاي پوچ و بي اثاث به صحبت هاي نكو و با فرجام روي بياوريد.

ece.ut.ac.ir/Sardar -

زاگال

یکشنبه 28/2/1382 - 16:53

تو چه جور زاگالی هستی که ان قدر مودب می نویسی اصلا خودتو زاگال حساب نکن

مهم نيست

یکشنبه 28/2/1382 - 15:44

آخه من نمی دونم تو رو چه حسابی خودتو اونر حساب می کنی زاگال!!

علیرضا

یکشنبه 28/2/1382 - 15:15

سلام به همه زاگالهای ایران گرچه من یه زاگاله حرفه ای نیستم ولی همه زاگالها رو دوست دارم

+ نوشته شده در سه شنبه 14 آذر1385ساعت 21:19 توسط علیرضا |

گفتگويي که واقعا روی فرکانس اضطراری کشتيرانی روی کانال 106 سواحل Finisterra (Galicia)  ميان اسپانيياييها و آمرييکائييا در 16 اکتبر 1997 ضبط شده.

 

اسپانيائييا ( با سر و صدای متن): A-853 با شما صحبت ميکند. لطفا 15 درجه به جنوب بچرخيد تا از تصادف اجتناب کنيد. شما داريد مستقيما بطرف ما می آييد. فاصله 25 گره دريايي.

آمريکائييها ( با سرو صدای متن): ما بشما  پيشنهاد ميکنيم 15 درجه به شمال بچرخيد تا با ما تصادف نکيد.

اسپانيائييا : منفی. تکرار ميکنيم. 15 درجه به جنوب بچرخيد تا  تصادف نکنيد.

آمريکائييها ( يک صدای ديگر) : کاپيتان يک کشتی ايالات متحده آمريکا با شما صحبت ميکند. بشما اخطار ميکنيم 15 درجه بشمال بچرخيد تا تصادف نشود.

اسپانيائيها : اين پيشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. بشما پيشنهاد ميکنيم 15 درجه به جنوب بچرخيد تا باما تصادف نکنيد.

آمريکائيها (با صدای عصبانی) : کاپيتان ريچارد جمس هاوارد فرمانده ی ناو هواپيما بر يو اس اس لينکلن با شما صحبت ميکند . دو رزمناو 6  ناو منهدم کننده 5 ناوشکن 4 زير دريايي و تعداد زيادی کشتی های پشتيبانی ما را اسکورت ميکنند. بشما پيشنهاد نمی کنم. بشما  دستور ميدهم راهتان را 15 درجه بشمال عوض کنيد. در غير اينصورت  مجبور هستيم اقدامات لازمی برای تضمين امنيت اين ناو اتخاذ کنيم. لطفا بلافاصله اطاعت کنيد و از سر راه ما کنار رويد!!!

اسپانيائيها : خوان مانوئل سالاس آلکانتارا با شما صحبت ميکند. ما دو نفر هستيم و يک سگ دو وعده غذا 2 قوطی آبجو و يک قناری که فعلا خوابيده ما را اسکورت ميکنند. پشتيبانی ما ايستگاه راديوئی زنجيره ی ديال ده لا کورونيا و کانال 106 اضطراری   دريائی است. ما به هيچ طرفی نمی رويم زيرا ما روی زمين قرار داريم و در ساختمان فانوس دريايی A-853 Finisterra   روی سواحل سنگی گاليسيا هستيم و هيچ تصوری هم نداريم که اين چراغ دريايي در کدام سلسله مراتب از چراغ های دريای اسپانيا قرار دارد. شما ميتوانيد هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنيد و هر غلطی که ميخواهيد بکنيد تا امنيت کشتی کثافتتان را که بزودی روی صخره ها متلاشی ميشود تضمين کنيد. بنابراين بازهم اصرار ميکنيم و بشما پيشنهاد ميکنيم عاقلانه ترين کار را بکنيد و راه خودتان را 15 درجه ی جنوبی تغيير دهيد تا از تصادف اجتناب کنيد.

آمريکائيها : آهان باشد. گرفتيم. ممنون.

+ نوشته شده در دوشنبه 13 آذر1385ساعت 22:59 توسط علیرضا |

اين تصوير متعلق به کيست؟
+ نوشته شده در جمعه 10 آذر1385ساعت 15:22 توسط صادق |